محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
472
خلاصة الحكمة ( فارسى )
مائيت : ( ع . مص جعلى ، امص ) . مائية . روانى . ( يادداشت به خط مرحوم دهخدا ) . در صفت احجار كريمه به معنى رونق . ( يادداشت به خط مرحوم دهخدا ) . حجر يراد به عند الاطلاق جوهر كل جسم جماد سواء كانت فيه مائية كالياقوت او لا . ( تذكرهء داود ضرير انطاكى ) . ( ع . مص جعلى ، امص ) . ( ص نسبى ) . منسوب به ماء . - حروف مائية : هفت حرفند و عبارتند از : ج ز ، ك ، س ، ر ، خ ، غ . ( يادداشت به خط مرحوم دهخدا ) . ( ا ) . آبى كه ميان ثرب و صفاق گرد شود چنان كه در استسقاى زقى ، يا بين خلل اعضا پيدا شود چنان كه در استسقاى لحمى . ( بحر الجواهر ) . مادَّت : ( ع . ا ) . مادّه . ماده . مايه . اساس . بنياد . مدد پياپى . فزونى پيوسته . وسيلت . سبب . ( اصطلاح فلسفى ) . ماده . ( فرهنگ فارسى معين ) . اصل هر چيز . مقابل صورت و هر پذيرايى كه صورت اندر وى بود و جز صورت بود آن را مادت خوانند . ( دانشنامه ، از فرهنگ فارسى ايضاً ) . ر . ك - : ماده ( معنى فلسفى ) . شود . مادِّه : ( ع . ا ) . از مادهء عربى . اصل هر چيز . مايه . ج مواد . ( غياث ) . ( اصطلاح فلسفى ) . جوهرى است جسمانى كه تحقق و فعليت آن به صورت و محل توارد صور متعاقبه مىباشد . فرق ماده با موضوع اين است كه موضوع بدون عروض عارض ، متحقق الحصول است و ماده بدون صورت متحصل نمىشود . به امرى كه قابل تبديل به چيزى ديگر باشد ماده گويند مانند آب كه مادهء هوا است به اعتبار آن كه قابل تبديل به هواست . « المادة لا تتكون بماهي مادة بل اذ كانت مادة متكونة فمن جهة ماهي مركبة من مادة و صورة » . بر اجزاء وجودى و تركيب كننده و به وجود آورندهء هر چيزى ماده گويند . مانند چوب و آهن و غيره كه مادهء سختاند . گاه ماده گويند و هيولاى اولاى اجسام را مىخواهند كه در تمام اجسام هست و محل توارد و تعاقب صور است و آن غير از ماده به معنى عناصر اربعه است . ( فرهنگ علوم عقلى ) . مادة المواد : به امرى گويند كه در تمام موجودات جهان يكسان است و مورد صور متعاقبه است و با زوال صورت و حصول صورتى ديگر باقى است و آن را هيولاى عالم هم گويند . در كلمهء برهان در بيان « برهان فصل و وصل » ثابت شد كه هيولا كه امر بالقوة اجسام است در تمام اجسام و كائنات هست و يكسان است و از لحاظ وجودى اضعف وجود است و از اين جهت گويند : « هيولى الاولى ماشمت رائحة الوجود » . « 1 »
--> ( 1 ) . فرهنگ علوم عقلى ، ص 510 .